تبليغاتX
امشب چه خبره اینجا؟؟؟
 تو این روزها سه تا درس حسابی گرفتم!
توی این رزوهایی که گذشت سه تا درس حسابی گرفتم که هیچ وقت یادم نمیره :
 
۱ - اول این که با هیچ کسی صحبت های حساس(سیاسی و فحش و...) نکنم چون :
داشتم با یکی از دوستام دباره ی یکی دیگه حرفهایی میزدم...دوستم صدام رو قایمکی ضبت کرد و رفت واسه اون یارو حرفهایی رو که زدم گذاشت و اون یارو همه ی حرفها رو شنید....نزدیک بود رابطه ام با اون یارو به هم بخوره که نخورد
 
۲ - دوم این که وقتی میرم به یه رستوران ایقدر پول تو جیبم باشه که جیبم رو پاره کنه چون :
امشب رفتم یه مرغ بریون بگیرم و تنهایی همشو بخورم...روی تابلوی رستوران نوشته بود مرغ بریان ۲۰۰۰ تومان...
منم فکر کردم واقعا ۲۰۰۰ تومانه و رفتم یه مرغ بریون سفارش دادم...آماده که شد همینجوری الکی قیمت رو پرسیدم...۵۵۰۰ تومان...یه لحظه سر جام خشک شدم...بعد از یارو پرسیدم : ۵۵۰۰ تومان؟؟ مگه اینجا ننوشته ۲۰۰۰ تومان؟؟...یارو گفت ۲۰۰۰ تومان قیمت یه تیکه ی مرغ بریونه و قیمت همش میشه : ۵۵۰۰
من توی جیبم فقط ۴ هزار تومان داشتم...یه یارو گفتم من فقط ۴۰۰۰تومان دارم...چیکار کنم؟؟؟
چند ثانیه گذشت و تونستم یارو رو راضی کنم که مرغ رو ببرم و ۱۵۰۰ تومان بقیه رو چند دقیقه بعد بیارم...
رفتم خونه و پول ورداشتم و ۱۵۰۰ تومان بقیه رو بهش دادم که چون ۲۰۰۰ تمان بهش دادم اون اومد بخشش کنه به جای ۵۰۰ تومان باقیمانده ۱۰۰۰ تومان باقیمانده داد
به هر حال غذا کوفتم شد و اون ذوقی که برای خریدن مرغ داشتم از بین رفت و از دماغم در اومد
تازه تا آخرش رو هم نخوردم چون خیلی زیاد بود و بقیه شو ریختم گوشه ی خیابونمون برای گربه ها (ای کاش همشو میدادم به گربه ها)
 
۳ - سوم هم این که در تمام زندگیتون سعی کنین بدون اطلاعات بیشتر درباره ی کاری اون کار رو انجام ندین و به زبون ساده تر در تمام زندیگتون سعی کنین کارهای احمقانه انجام ندین چون :
دلیل این موضوع رو از داستان بالایی(همین داستان مرغ) پیدا کنین
 

 
--------------------------------
---------------------------------
---------------------------------