امروز مدرسه نرفتم تا با مادرم بریم پیش روانشناس و رفتیم....
تا حالا بارها رفتیم پیش روانشناس اما نتیجه نداد....
اولین دفعه پیش یه دکتر رفتیم که متخصص نبود فقط برای بچه ها روانشناسی میکرد و در مورد درس راهنماییشون میکرد و بهشون برنامه میداد...
من دوبار پیش این رفتم...البته فاصله ی این دوجلسات خیلی زیاد بود...فکر کنم یک یا دو سال فاصله بود....
بعد از اون دیگه پیش روانشناس نرفتم تا آخرای تابستون امسال....
دکتر دومی که آخرای تابستون پیشش رفتیم متخصص بود...با این که چند جلسه رفتم پیشش اما اونم کمکی نکرد تا امروز....
این دکتر رو همسایه امون که دوست مادرم هم باشه به ما معرفی کرد و گفت که دکتر خوبیه....
دکترهای قبلی مرد بودن اما این زن بود...
امروز رفتیم پیشش و تنهایی از من سوالاتی درباره ی زندگیم کرد...فقط همین...
اون بهم گفت باید برم پیش روانپزشک و اون برام قرص تجویز کنه....باید قرص بخورم...قرصی که انرزی به آدم میده و بی حوصلگی رو کم میکنه....
اون میگه من از یه افسردگی پنهان دارم زجر میکشم(و اون هم عشق دختر دایی ایمه که بهش نگفتم

)